تبليغاتX
من دختری آزادم
عاشقانه/ax/حرف دل من

پاي سگ بوسيد مجنون خلق گفتندش چه سود؟ گفت:اين سگ گاگاهي كوي ليلي رفته بود

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 3:52 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

 

يه وقتهايی که بهش ميگن وقتهای باهم بودن ، دوست داری به ساعت نگاه کنی و ببينی عقربه هاش حرکت نمی کنه.......

دوست نداری احساس کنی ساعتت خرابه ........دوست داری تمام ساعتها متوقف شده باشه و زمان نگذره ............

دوست داری تو همون لحظه باقی بمونی......دوست داری دستش تو دستت باشه ، همين که گرماشو حس کنی برات کافيه......

دوست داری  فقط نگاش کنی ، همين که احساس کنی  عاشقته و اينو از چشماش بخونی برات لذته.......

دوست داری سرتو بزاری رو شونه هاش و آرامش بگيری ، و همين که احساس کنی اون شونه ها امن ترين جای دنياس برات کافيه......

دوست داری اونقدر بهش نزديک باشی که هيچکس نتونه جداتون کنه و همين که گرمای نفسهاشو رو صورتت احساس می کنی دلت قرص ميشه........

دوست داری فرياد بزنی ......... دوستت دارم ............

اما صدات در نمياد.....شايد خجالت می کشی.........و شايد نمی خوای سکوتوبشکنی ....... 

و شايد با خودت ميگی گفتن نمی خواد اون که می دونه من عاشقشم...........

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 2:30 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

اشتباه نکینید این بچه من نیست من فقط ۱۹ سالمه 

این بچه برادرمه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 2:21 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

اگه دقت کنید وسط سفره نشسته لباسشو نگاه کنید چقدر غذا مالیده بهش

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 2:14 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 2:11 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

این سعید برادرزاده منه جیگرمه یک ماهه دیگه یه سالش میشه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 10:43 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

به دوتا چشم دقت كردي؟باهم نگاه ميكنن،باهم ميچرخن،باهم گريه ميكنن...اين يعني آخر رفاقت

.... اما همين دوتا چشم تا يه خانومو ميبينن يكيشون بسته ميشه(چشمك)

 نتيجه گيري اخلاقي:خانوما گند ميزنن به هرچي رفاقته

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

کاش سرنوشت جز این مینوشت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 10:55 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

بی تو من یه بی پناهم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 10:30 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

حق داری که دعوتم رو بعد عمری نپذیری

فال حافظم گرفتم دیدم از عاشقی سیری

تقصیر منه که گفتم تو بخوای واست میمیرم

تو که نوبتت شد اما گفتی بایدم بمیری

جای چشمات خالی دیشبچه خواب قشنگی دیدم

خواب دیدم واسه همیشه منو بردی به اسیری

یادمه روزای اول اشکاتو که پاک میکردم

گفتی این یادت بمونه تو توی دنیا بی نظیری

دوس دارم صداقت تو مثل حرف اون روزات بود

منو میبردی تو صاحل توی کلبه ی حصیری

دیگه ان روزا گذشتن مثل عمرا برنگشتن

توی دفترم نوشتم رسیدم به چه کویری

هر چیعاشق تو باشم صبرم اندازه ای داره

نمیدونی واسه دیدن واسه من همیشه دیری

تا نگم خوبی تو انگارشعر من توم نمیشه

برو تو قصر شکستم تا ابد خودت امیری

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 11:15 قبل از ظهر  توسط جوجو   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 2:20 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

بگو چرا تو اولش گفتی سلام رنگین کمون

میون راه اما شدی با دل من نامهربون

گفتی نمیتونی منو دست خدامون بسپری

راس بگو تعارف نداریم هنوز یه کم دوستم داری؟

گفته بودی سالی یه باردلم بهت سر میزنه

چیکار کنم دلت داره جای دیگه پز میزنه

این نامه رو نوشت دلم واسه کسی که نمیاد

واسه کسی که می خوامش اون اما من رو نمیخواد

باز مثل نامه اولی میسپرمت دست خدا

نامت ولی سر بوده از تمام حرف و نامه ها

سعی کن دیگه جواب نامه هیچ کسی و ندی

منم میزم سراغ همون دیوونه همیشگی

دوستت دارم از من نرنج حرف منو به دل نگیر

 ببخش که واسه جواب یکی دو ماهی شده دیر

بر عکس دیدار اولی یه روز خوب تویه بهار

هر جایی از حال خودت مریمو بی خبر نذار

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 2:17 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

حیف لحظه هایی خوبی که برای تو گذاشتم

حیف غصه ای که خوردم چون ازت خبر نداشتم

حیف اون روزا که کلی ناز چشماتو کشیدم

حیف شوقی که تو گفتی داری و اما ندیدم

حیف با وفایی من حیف عشقو اعتمادم

حیف اون دسته گلی که توی پاییز به تو دادم

حیف فرصت های نقرم حیف عمرمو دقیقم

حیف هر چی به تو گفتم راست راستی حیف سلیقم

حیف اون همه قسم ها که به اسم تو نخوردم

حیف نازی که کشیدم چون که طاقت نیاوردم

حیف چیزی که ندارم حیف ذوقی که نکردی

حیف گرمای دستم که سپردمش به سردی

حیف قلبم که یه روزی دادمش دستت امانت

حیف اعتماد اون روز حیف واژه خیانت

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

به شمعدونا سپردم تو نامه تم نوشتم

از تو و هر چی نوعده بهم دادی گذشتم

چه اشتباهی کردم که اسمتو اوردم

خوبیش اینه لاقل واست قسم نخوردم

دیشب تا صبح نشستم زیر نگاه مهتاب

تو خیلی خوبی اما فقط تو عالم خواب

گناه تو همین بود نداشتن صداقت

اما گناه من بود نکردن خیانت

عاشق که نیستی اما عاشقا نازنینن

اصلا مثل تو نیستن مهربونن امینن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 9:57 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 0:1 قبل از ظهر  توسط جوجو   | 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

اگه کسی رو دوست داشته باشی.نمی تونی تو

 چشماش

زل بزنی. 

نمی تونی دوری شو تحمل کنی.نمی تونی

 

بهش بگی

  چقدر دوستش داری.

 نمی تونی بهش بگی چقدر به اون نیاز داری.واسه

 همینه که عاشقا دیوونه می شن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 11:43 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 11:40 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 12:39 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 2:36 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 2:30 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

چيه شتر سواري كه دولا دولا نميشه . حتما فكر مي كنيد هيچكس هم نمي بينه . باشه شما مشغول باشيد من مواظبم ماشين گشت نياد

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 3:9 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

آنگاه که دوست داری همواره کسی  به يادت باشد !

به ياد من باش .

که من هميشه به ياد توام .

ازطرف بهترين دوست تو ..............

           " خدا "              

( سوره بقره ايه152 )

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط جوجو   | 

در زندگی بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شيشه می کوبی

ابر باش تا منتظرت باشن که بباری !

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 10:20 قبل از ظهر  توسط جوجو   | 

هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببيني . اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشيد بدون برات ميميره . اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو ميميره و اگر هم خنديد بدون اصلا دوست نداره
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 8:6 بعد از ظهر  توسط جوجو   | 

خداوند به فرشتگان عقل داد، بدون شهوت.حيوانات را شهوت داد، بدون عقل و انسان را شهوت داد با عقل ؛ هر انساني که عقلش به شهوتش غلبه کند از فرشتگان بهتر است و هر انساني که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حيوان است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 7:49 بعد از ظهر  توسط جوجو   |