پاي سگ بوسيد مجنون خلق گفتندش چه سود؟ گفت:اين سگ گاگاهي كوي ليلي رفته بود

يه وقتهايی که بهش ميگن وقتهای باهم بودن ، دوست داری به ساعت نگاه کنی و ببينی عقربه هاش حرکت نمی کنه.......
دوست نداری احساس کنی ساعتت خرابه ........دوست داری تمام ساعتها متوقف شده باشه و زمان نگذره ............
دوست داری تو همون لحظه باقی بمونی......دوست داری دستش تو دستت باشه ، همين که گرماشو حس کنی برات کافيه......
دوست داری فقط نگاش کنی ، همين که احساس کنی عاشقته و اينو از چشماش بخونی برات لذته.......
دوست داری سرتو بزاری رو شونه هاش و آرامش بگيری ، و همين که احساس کنی اون شونه ها امن ترين جای دنياس برات کافيه......
دوست داری اونقدر بهش نزديک باشی که هيچکس نتونه جداتون کنه و همين که گرمای نفسهاشو رو صورتت احساس می کنی دلت قرص ميشه........
دوست داری فرياد بزنی ......... دوستت دارم ............
اما صدات در نمياد.....شايد خجالت می کشی.........و شايد نمی خوای سکوتوبشکنی .......
و شايد با خودت ميگی گفتن نمی خواد اون که می دونه من عاشقشم...........
این بچه برادرمه

اگه دقت کنید وسط سفره نشسته لباسشو نگاه کنید چقدر غذا مالیده بهش![]()

این سعید برادرزاده منه جیگرمه یک ماهه دیگه یه سالش میشه
.... اما همين دوتا چشم تا يه خانومو ميبينن يكيشون بسته ميشه(چشمك)
نتيجه گيري اخلاقي:خانوما گند ميزنن به هرچي رفاقت
ه



فال حافظم گرفتم دیدم از عاشقی سیری
تقصیر منه که گفتم تو بخوای واست میمیرم
تو که نوبتت شد اما گفتی بایدم بمیری
جای چشمات خالی دیشبچه خواب قشنگی دیدم
خواب دیدم واسه همیشه منو بردی به اسیری
یادمه روزای اول اشکاتو که پاک میکردم
گفتی این یادت بمونه تو توی دنیا بی نظیری
دوس دارم صداقت تو مثل حرف اون روزات بود
منو میبردی تو صاحل توی کلبه ی حصیری
دیگه ان روزا گذشتن مثل عمرا برنگشتن
توی دفترم نوشتم رسیدم به چه کویری
هر چیعاشق تو باشم صبرم اندازه ای داره
نمیدونی واسه دیدن واسه من همیشه دیری
تا نگم خوبی تو انگارشعر من توم نمیشه
برو تو قصر شکستم تا ابد خودت امیری



میون راه اما شدی با دل من نامهربون
گفتی نمیتونی منو دست خدامون بسپری
راس بگو تعارف نداریم هنوز یه کم دوستم داری؟
گفته بودی سالی یه باردلم بهت سر میزنه
چیکار کنم دلت داره جای دیگه پز میزنه
این نامه رو نوشت دلم واسه کسی که نمیاد
واسه کسی که می خوامش اون اما من رو نمیخواد
باز مثل نامه اولی میسپرمت دست خدا
نامت ولی سر بوده از تمام حرف و نامه ها
سعی کن دیگه جواب نامه هیچ کسی و ندی
منم میزم سراغ همون دیوونه همیشگی
دوستت دارم از من نرنج حرف منو به دل نگیر
ببخش که واسه جواب یکی دو ماهی شده دیر
بر عکس دیدار اولی یه روز خوب تویه بهار
هر جایی از حال خودت مریمو بی خبر نذار

حیف غصه ای که خوردم چون ازت خبر نداشتم
حیف اون روزا که کلی ناز چشماتو کشیدم
حیف شوقی که تو گفتی داری و اما ندیدم
حیف با وفایی من حیف عشقو اعتمادم
حیف اون دسته گلی که توی پاییز به تو دادم
حیف فرصت های نقرم حیف عمرمو دقیقم
حیف هر چی به تو گفتم راست راستی حیف سلیقم
حیف اون همه قسم ها که به اسم تو نخوردم
حیف نازی که کشیدم چون که طاقت نیاوردم
حیف چیزی که ندارم حیف ذوقی که نکردی
حیف گرمای دستم که سپردمش به سردی
حیف قلبم که یه روزی دادمش دستت امانت
حیف اعتماد اون روز حیف واژه خیانت

از تو و هر چی نوعده بهم دادی گذشتم
چه اشتباهی کردم که اسمتو اوردم
خوبیش اینه لاقل واست قسم نخوردم
دیشب تا صبح نشستم زیر نگاه مهتاب
تو خیلی خوبی اما فقط تو عالم خواب
گناه تو همین بود نداشتن صداقت
اما گناه من بود نکردن خیانت
عاشق که نیستی اما عاشقا نازنینن
اصلا مثل تو نیستن مهربونن امینن

اگه کسی رو دوست داشته باشی.نمی تونی تو
چشماش
زل بزنی.
نمی تونی دوری شو تحمل کنی.نمی تونی
بهش بگی
چقدر دوستش داری.
نمی تونی بهش بگی چقدر به اون نیاز داری.واسه
همینه که عاشقا دیوونه می شن




چيه شتر سواري كه دولا دولا نميشه . حتما فكر مي كنيد هيچكس هم نمي بينه . باشه شما مشغول باشيد من مواظبم ماشين گشت نياد
آنگاه که دوست داری همواره کسی به يادت باشد !
به ياد من باش .
که من هميشه به ياد توام .
ازطرف بهترين دوست تو ..............
" خدا "
( سوره بقره ايه152 )
در زندگی بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شيشه می کوبی
ابر باش تا منتظرت باشن که بباری !